تحقیقات انجام شده روی کودکان نشان می دهد که آن دسته از کودکانی که شب ها بعد از ساعت 9 و در ساعت های متغیر می خوابند در خواندن و حساب کردن از بچه هایی که سر وقت و به اندازه کافی می خوابند عقب تر هستندبه گفته محققان خواب ناکافی تنظیم طبیعی بدن را بر هم می زند و این باعث می شود توانایی مغز برای یادگیری اطلاعات تازه کاهش یابد.
یک متخصص تغذیه و رژیم درمانی گفت: پس از غروب آفتاب هورمون رشد و بازسازی در بدن شروع به ترشح میکند و هر چه کودکان دیرتر بخوابند فرصت رشد و بازسازی بدن را بیشتر از دست میدهند بنابراین اختلال رشد، اختلال یادگیری، چاقی و بی حالی از عوارض دیرخوابیدن است.سید ضیاءالدین مظهری در مورد اهمیت خوردن صبحانه برای کودکان اظهار داشت: خوردن صبحانه در میزان اشتهای کودک در طی روز و توانمندی و یادگیری بسیار تاثیر گذار است.وی گفت: پاسخ اینکه چرا بچهها صبحانه نمیخورند را باید در خود خانواده جست و جو کرد. بچهها از پدر و مادر الگوبرداری میکنند. وقتی خانواده تا پاسی از شب پای تلویزیون بیدار است و کودک هله هوله میخورد نباید توقع داشت که صبح کودک سرحال و قبراق از خواب بیدار شود و صبحانه بخورد.به گفته این متخصص، یک ساعت بیولوژیک وجود دارد که با غروب آفتاب و تاریک شدن هوا هورمون ملاتونین و سوماتوتروپین که وظیفه ترمیم، رشد و بازسازی بدن را برعهده دارد در بدن ترشح میشود.وی ادامه داد: هر چه کودک دیرتر بخوابد فرصت بازسازی و ترمیم بدن که برای رشد فکر و اندیشه او ضروری است، بیشتر از دست میرود.رئیس انجمن علمی تغذیه ایران تاکید کرد: از طرفی با طلوع آفتاب هورمون برای تحرک و جست و خیز ترشح میشود که با دیر بیدار شدن به ویژه در ایام تعطیل این فرصت طلایی از دست میرود و نتیجه چیزی جز چاقی و بیحالی نیست.
همه ما هنوز عادت به کتاب داریم، هم روی کاغذ می نویسیم و هم آثارمان را چاپ می کنیم. اما باید بدانیم که مهفوم کتاب در حال تغییر است و بساط آن جمع خواهد شد. کتاب بیش از آن که عامل پیشرفت باشد، مانعی برای یافتن راههای جدید برای انتقال دانش است.
در این یادداشت به قلم رسول جعفریان آمده است: هرچه بیشتر به کتاب دلبستگی داشته باشیم، راه پیشرفت را برای نسلهای آتی خواهیم بست. بیش از این معطل نکنیم.
این روزها نگرانی ها در باره کتاب بسیار زیاد است، سالهاست که از کتابخوانی و کاهش شدید آمار کتابخوان ها صحبت می شود. این که نه تنها کتابخوان کم شده، از شمار کتابفروشی ها کاسته شده که تیراژ کتابها هم بسیار پایین آمده است. هرچه باشد، کتاب همچنان یکی از مهم ترین ابزارهای انتقال علم است و طبق مصاحبه وزیر آموزش و پرورش، همین امسال، 130 میلیون کتاب برای دانش آموزان چاپ شده که اول سال در اختیار آنان قرار می گیرد.
در این هم که کتاب نقش بی بدیلی برای انتقال علم داشته شک نمی توان کرد. این که هنوز میلیاردها انسان از طریق مطالعه، از افکار دیگران با خبر می شوند و بر معلوماتشان افزوده می شود. این که به خصوص نسلهای با سن و سال تر، حتی تصور این را نمی توانند بکنند که روزی بساط کتاب یکسره جمع شود و دیگر نتوانند آن را بخوانند یا بندرت بتوانند به آن دسترسی داشته باشند.
اما آیا واقعا کتاب به این سبک و سیاق باقی خواهد ماند؟
کتاب چیزی جز یک ابزار نیست، ابزاری که هدف از کاربرد آن برای انتقال علم، ما را به استفاده از آن کشانده است. طبعا این ابزار بسیار مهم و پر سابقه است، اما چنین نیست که در طول تاریخ بی رقیب بوده باشد، رقبا که گرچه تا به امروز نتوانسته اند آن را از صحنه خارج کنند اما حالا بیش از هر زمان خطرناک جلوه می کنند و برای کاغذ خط و نشان می کشند.
در سالهای اخیر تغییراتی در عالم علم و دانش پیش آمده است که رقبای جدی برای کاغذ و کتاب پدید آورده و هر چند هنوز نتوانسته آن را کاملا از میدان بدر کند، اما به مقدار زیادی خانه نشین کرده است. بسیاری بر این باورند که هرگز این اتفاق نخواهد افتاد که کتاب یکسره کنار گذاشته شود، درست هم می گویند، اما همین که طی یک دهه گذشته، بلکه فقط در دو سه سال گذشته، این مقدار کتاب از چشم ها افتاده، و نسل جدید کمتر با آن انس دارد، تحول بسیار بزرگی است که می تواند زنگ خطر جدی را برای نابودی کامل کتاب (شاید منهای پنج درصد تا یک درصد) باشد.
امروزه نه فقط ابزارهای دیگری به عنوان رقیب کاغذ به میدان آمده اند که کار خواندن و نوشتن را آسان تر می کنند، بلکه به لحاظ و با توجه به مفهوم «سرعت» که یکی از مهم ترین مفاهیم و کلیدی ترین آنها در تمدن جدید نسبت به تمدن های پیشین است، هیچ ضمانتی برای ماندن کتاب در عرصه انتقال علم بدست نمی دهد.
کتاب برای افراد با سن و سال که از ابزارهای جدید کمتر استفاده کرده اند، البته بسیار آرام بخش و در انتقال مفاهیم از کاغذ به چشم و از آنجا به ذهن، با ارزش است، اما تضمینی وجود ندارد که نسل بعدی همین احساس بلکه عادت را داشته باشد. منتها چون معمولا این قبیل افراد هستند که زبان جامعه ما هستند، نه جوانان که ساعتهای متوالی از روزهای خود را از طریق معلوماتی که از صفحه مونیتور با اندازه های مختلف می گذارانند هنوز آن بحث بر ما حاکم است.
من یکی وقتی چشمم به سه جلد کتاب می افتد که در باره موضوعی نوشته شده و شامل اسناد و تصاویر و متنهای فراوان است، حس می کنم این کار دشواری هایی در هزینه و فضا و کندی کار و نقل و انتقال و حفظ و حراست از آن دارد که در مقایسه با ابزارهای دیگر،اصل ماندن آن به صرفه نیست. وقتی در کتابخانه مجلس هر جایی بود برای کتابهای تازه اختصاص می دادیم، و هر روز مجبور بودیم فضای تازه ای را برای این کار در نظر بگیریم، در مقایسه با آن که بیش از بیست هزار جلد نسخه خطی و پانزده های کتاب سنگی و سربی در یک هارد جای می گرفت و یک فضای چند سانتی کار آن همه زیرزمین و مخزن را می کرد، چه نباید فکر می کردیم که باید بساط کتاب را جمع کرد و از راه های دیگر برای انتقال علم استفاده نمود؟ تازه در این هارد می توان ده جور برنامه سرچ گذاشت، تصاویر را بهتر نگهداری کرد و اسناد را روشن تر و واضح تر خواند. خدای من. چرا ما به این امور این قدر بی توجهیم؟
از سوی دیگر بشر یک موجود اقتصادی است و دیر یا زود در خواهد یافت که باید راه های نزدیک تری برای مساله کتاب بیابد که کم هزینه باشد. باید همه چیز را دیجیتالی کند، خود را از شر کتاب های گذشته راحت کند، و برای آینده، فکر تازه ای داشته باشد.
شاید نه فقط کتاب که مفهوم دانشگاه ها و فضای آموزشی هم دگرگون شود و ما مجبور نباشیم میلیونها دانش آموز را به 130 میلیون کتاب وصل کنیم و هر روز همه آنها را در یک فضای بزرگ و بسته نشانده مجبور کنیم از روی کتاب بخوانند و حفظ کنند. این کار ممکن است روزی سبب عقب افتادگی دانسته شود و ما باید در این باره فکر کنیم. این که کتاب ابزاری برای عقب ماندگی باشد باید مورد توجه قرار گیرد. این مساله با توجه به تجربه جاری همه ما در این روزها با ابزارهای نوین انتقال علم، امور نامفهومی برای ما نیست. همه ما می دانیم که چه مقدار تغییر در این حوزه روی داده اما عادت اجازه تجدید نظر و برنامه ریزی تازه به ما نمی دهد.
متاسفانه تکنیک های جدید سخت افزاری در این حوزه در اختیار ما نیست نیست و ما تنها استفاده کننده از آنها هستیم، اما منعی ندارد که در همین زمینه، اگر سخت افراز نداریم لااقل در حوزه نرم افزار تلاش کنیم و راه حل های تازه ای برای انتقال علم بیابیم و تجربه کنیم. معلمانمان را تشویق کنیم راه های تازه ای بیابند.
ما در ابزارهای جدید می توانیم افکارمان را با دیگران با سرعت هرچه تمام تر به اشتراک بگذاریم، بحث و جدل کنیم، اما کتابها را فقط باید می خواندیم و قرنها می گذشت و نمی توانستم روی آنها نقد و نظری جز به صورت ردیه نویسی تک نفره داشته باشیم. و چندین فایده دیگر که البته بزودی به آن توجه خواهیم کرد، اما وقتی که از دیگران کاملا عقب افتاده ایم.
البته بنده و شما می دانیم که تغییر در کشور ما به قدری کند است و آنچنان غرق در آموزه های قدیمی هستیم که بسیاری مان صاحب این قلم را از راه بدر رفته خواهیم دانست و شاید خود بنده هم آن را تایید کنم.
یک متخصص آموزش کودکان اتیسم از دانشگاه یورک کانادا گفت: خانواده ها، اولین الگوی رفتار فرزندان هستند و نباید نقش خود را در تربیت فرزندانشان فراموش کنند و آن را به مدرسه و معلم واگذار کنند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری ایلنا در کاشان مریم مانا در همایش اتیسم با شادی انجمن اتیسم کاشان افزود: مهمترین نقش والدین در تربیت فرزندان، ایجاد محیط آرام همراه با راهنمایی است که در مورد کودکان اتیسم اهمیت و ضرورت بیشتری پیدا میکند.
وی افزود: خانوادههای اتیسم باید فرزندان خود را باور داشته باشند تا جامعه نیز آنها را باور کند، پس اجازه بدهیم آموزش را در فضای آرامش تمرین کنند.
به گفته وی، باید مهارتهای زندگی، مسوولیت پذیری، قانونمندی و برنامه ریزی را به بچههایمان یاد بدهیم که این امر نیازمند صبوری است و خانوادهها نباید از استمرار آن خسته شوند هرچند که سخت است.
وی با اشاره به نقش بازی در تربیت فرزند به ویژه بیماران اتیسم تصریح کرد: پدر و مادر باید با فرزندان خود هم بازی شوند تا هم فضای شادی را برایشان در محیط خانواده ایجاد کنند و هم بچهها یاد بگیرند به موقع عکس العمل نشان داده و زمان بندی را رعایت کنند.
وی نقاشی را یکی از ابزار پرورش کودکان ذکر کرد و گفت: در ضمن بازی خانوادهها و بچهها به هم نزدیکتر میشوند، پس دیوار اتاق کودکان خود را کاغذ بچسبانیم و آنها را کمک کنیم تا بتوانند با رنگهای روشن نقاشی بکشند.
به گفته وی، قصه گویی نیز یکی از روشهای موثر برای تربیت کودکان اتیسم است و پدرها و مادرها باید در یک گوشه اتاق نشسته و کتابهای قصه متناسب با سن کودک را با صدای بلند بخوانند و به گونهای دلنشین داستان را تعریف کنند که بچههای خود را علاقمند کنند.
این دانش آموخته دانشگاه یورک کانادا تاکید کرد: کودکان اتیسم را نباید در خانه حبس کرد بلکه اعضا خانواده باید ارتباط کودکان اتیسم را در فضای خانه تقویت کنند و صحنههای زندگی را برای بچههای خود در منزل شبیه سازی کنند تا بتوانند مهارتهای زندگی را برای ارتباط و برخورد با دیگران یاد بگیرند.
به گفته وی، ترس از تغییر یکی از عواملی است که باعث بیقراری کودکان اتیسم میشود پس باید برنامه روزانه او را با هماهنگی و مشارکت خود آنها تنظیم کرد تا بداند چه کارهایی را باید انجام بدهد و احساس شخصیت در او پرورش پیدا کند.
وی موسیقی درمانی را نیز یک راهکار تقویت ارتباط کودکان اتیسم برشمرد و گفت: موسیقی، حسهای خوبی را برای کودکان تداعی میکند و منجر به آرامش در آنها میشود ولی باید موسیقی دلخواه خودش را انتخاب کند و ریتم این موسیقی باعث حس خوب در مغز کودک میشود.
وی گفت: باید رفتار وابسته بودن به والدین را در بچههای اتیسم بشکنیم تا خودشان را باور کنند و به ازا هر کار مثبت او را به شیوههای متنوع تشویق کنیم ولی از بچههایمان قهرمان نسازیم و مجبور نکنیم هر کاری را انجام دهند بلکه اجازه دهیم کاری را که دوست دارد به بهترین شکل انجام دهد.
وی تاکید کرد: آموزش قانونمندی، کسب مهارتهای زندگی، زمان بندی، اولویت بخشی و مراقبت از خود از جمله قابلیتهایی است که در قالب بازی میتوان به بچهها آموخت.
وی قصه خوانی و داستان گویی را یکی از راههای جامعه پذیری کودکان اتیسم توصیف کرد و گفت: بچهها با همذات پنداری با شخصیتهای قصه و تکرار شخصیتهای بازی، مفاهیم و مهارتهای زندگی را در قالب قصه یاد میگیرند و این سیستم در مورد بچههای اتیسم نیازمند صرف زمان و حوصله است.
رییس انجمن اتیسم ایرانیان کاشان گفت: چشم انداز این انجمن، پیشگیری و کاهش ابتلا به بیماری با تشخیص زودهنگام و برخورداری بیماران اتیسم و خانواده آنها از خدمات استاندارد حمایتی در سراسر ایران است.
«مریم خیامیپور» افزود: هدف از برگزاری کارگاههای آموزشی دورهای، شناخت و طبقه بندی مشکلات و کمک به بهبود سلامت روان خانواده بیماران اتیسم است.
به گفته وی، با توجه به رشد بیماری اتیسم، آگاهی بخشی جامعه در جهت شناخت این بیماری، توجه به سرمایه گذاری و کاهش رنج خانوادهها از جمله ضرورتهایی است که توجه جدی مسوولان را میطلبد.
وی اظهار داشت: نگاه والدین و جامعه به بیماران اتیسم باید اصلاح شود و این مساله تنها با اطلاع رسانی صحیح، آموزش و پژوهش نیروهای متخصص با یاری مدیران دولتی انجام شدنی است.
خیامیپور تاکید کرد: شناسایی دقیق بیماران اتیسم، کمک به آموزش و توان بخشی آنها برای یک زندگی سالم در کنار فرزندان از جمله انتظارات خانوادهها از دولتمردان است.
روزنامه آرمان در صفحه گزارش اجتماعی نوشت: آن روزها یعنی بالای 15 سال قبل، اگر دانش آموز به طبقات بالا و ثروتمند جامعه تعلق داشت هم مجبور بود کنار بقیه و در مدارس دولتی درس بخواند زیرا هنوز مدارسی با عنوان مدارس غیرانتفاعی برای جدا کردن بچه ها از هم بر اساس وضع مالی خانواده هایشان ایجاد نشده بود.
دوشنبه 2 شهریور 1394
این گزارش که در روز دوشنبه دوم شهریور 1394 هجری خورشیدی به قلم صباالسادات حسینی انتشار یافته ، می افزاید: در کلاس های برابر و با معلم های یکسان کنار هم درس می خواندیم و اگر بچه ای اهل فخرفروشی و رفتارهای آنچنانی نبود شاید کمتر کسی می فهمید فلانی پدرش فلان کاره است و اصلا کسی هم در قید و بند این چیزها نبود.
خیلی از آن روزها نگذشته است؛ روزهایی که با شوق و ذوق زیاد دو طرف صفحه سفید دفتر مشقی را که 40 برگ، 60 برگ یا 100 برگ بود و پشت آن نوشته شده بود: «تعلیم و تعلم عبادت است.» با مداد قرمز و خط کش، خط می کشیدیم و با مداد مشکی که تازه تراشیده شده بود شروع به نوشتن می کردیم: «بابا آب داد.» برای بچه هایی که این روزها به کلاس اول می روند و دوران تحصیلی ابتدائی را شروع می کنند اما سال تحصیلی جدید، مشق نوشتن، نقاشی کردن و حتی مدرسه رفتن شکل و معنایی متفاوت با آنچه که ما بودیم و داشتیم دارد. جمعیت زیاد کلاس ها و نیمکت هایی که بعضی وقت ها به دلیل شلوغی کلاس ها مجبور بودیم سه یا چهار نفره روی آن بنشینیم جای خود را به نیمکت های دو نفره یا صندلی شخصی داده در کنار اینکه دیگر مداد توسان، خودکار بیک و دفترچه تعاونی در دست هیچ بچه ای نیست. لوازم التحریری که این روزها روانه بازار شده و در دست بچه های حتی طبقات متوسط یافت می شود ظاهر و رنگ و لعابی متفاوت با قدیم دارد.
در ادامه می خوانیم: با وجود این، یادم هست وقتی یکی از بچه ها جامدادی، کیف یا حتی خودکار جدید و متفاوتی با خود به مدرسه می آورد چطور همه بچه ها به آن توجه نشان می دادند. این روزها اما این وسایل در دست همه بچه هایی که به مدرسه می روند هست و خودکار و جامدادی عروسکی یا دفتر مشقی که روی جلدش نقاشی شده باشد برای هیچ بچه ای آرزویی نیست که دور از ذهن باشد.
**دانش آموزی که با بقیه متفاوت است
فروشنده لوزام التحریر در مجتمع گلستان شهرک غرب انواع و اقسام «ست»های تحصیلی را مقابل چشمانم می چیند. خیلی زیباست و البته قیمتی فراتر از حد تصور دارد. ست ها شامل انواع مداد های اتد، انواع خودکار های رنگی و مداد رنگی هایی است که بالای 100 قلم و با مهارتی عجیب در شکل هایی متنوع برای گروه های سنی مختلف ساخته شده اند. برای مقطع ابتدائی این تشکیلات فقط شامل لوازم ضروری مانند اتد و خودکار و پاک کن و خط کش و مداد های رنگی و ماژیک و آبرنگ است در حالی که برای مقاطع بالاتر این ست ها کامل تر شده و همه انواع وسایل هندسی و ترسیمی را شامل می شود. نکته جالب آن است که قیمت ست های بچه گانه با قیمت هایی که تک تک این اقلام در بهترین کیفیتشان در بازار دارند تفاوت دارد و بسیار بالاتر از آن حد است. فروشنده قیمت ست های بچه گانه را بین یک تا سه میلیون و قیمت ست های بزرگانه را از سه میلیون به بالا و حتی تا هشت میلیون تومان عنوان می کند. این فقط شامل خودکار و مداد و وسایل نوشتن نیست، انواع و اقسام کیف های مدرسه و دفترهایی که با ابعاد و اشکال مختلف و بیش از حد متنوع در قفسه ها چیده شده اند هوش از سر بیننده می برند و رنگ ها و طرح ها آن قدر متنوع است که شاید به زحمت بتوانی از بین آنها یکی را انتخاب کنی. وقتی از او می پرسم آیا این اجناس خریداری هم دارد، می گوید: ست های بچه گانه که برای اکثر خانواده هایی که بچه هایشان تازه به مدرسه می رود امری ضروری است در حالی که برخی از والدین حتی اصرار دارند برخی از این وسایل را که برای گروه سنی بالای 18 سال است و برای ترسیم و کارهای رشته های مهندسی کاربرد دارد برای بچه های خود بخرند و دلیل این امر را افزایش رغبت و توجه بچه ها به امور درسی و تحصیلی عنوان می کنند. قرار است برای یکی از خانواده هایی که یکی از ست های پنج میلیونی لوازم التحریر را برای پسر 10 ساله اش که در مقطع ابتدائی درس می خواند، سفارش داده بفرستد و این بهانه ای می شود تا با این خانواده صحبت کنم. مادر «سها» که معتقد است پسرش با بقیه بچه ها متفاوت است و خیلی زودتر از بقیه همه مسائل را یاد می گیرد، می گوید: وقتی می بینم بچه من از سن کم برای کار با وسایل طراحی و ترسیم علاقه نشان داده و همه را می شناسد و چون این وسایل به هر حال فرهنگی است و با تهیه بازی رایانه ای و وسایل بازی تفاوت دارد این هزینه را برای بچه ام می کنم تا بهتر درس بخواند و با علاقه بیشتری کارهای درسی اش را انجام دهد.
**بچه هایی لوس و خودخواه
یک روانشناس کودک درباره وسایل یادگیری گران قیمت و لوکس و اثراتی که استفاده از این وسایل در میان بچه های دیگر و در مدارس دارد به «آرمان» می گوید: تجربه نشان داده استفاده از مدارس گرانقیمت، وسایل درسی لوکس و امکانات تحصیلی بیش از حد نیاز و استاندارد نه تنها باعث افزایش علاقه و انگیزه دانش آموز به درس و تحصیل نمی شود بلکه باعث پرت شدن حواس او از موضوع اصلی یعنی درس و پرداختن به مسائل حاشیه ای و بی اهمیت می شود. مهدی حاجی اسماعیلی ادامه می دهد: علاوه بر این، طبیعی است که همه دانش آموزان حتی در محیط هایی که همه بچه ها در آنجا وضعیت مالی و خانوادگی مشابهی دارند نمی توانند این وسایل را تهیه کرده و به مدرسه بیاورند و این مساله به ویژه در سنین پایین تر باعث ایجاد حساسیت زیاد و حس حسادت در بچه ها نسبت به هم می شود. او می گوید: اینکه برخی خانواده ها رویاهای تحقق نیافته خود را در قالب یک رفتار وسواس گونه روی بچه های خود پیاده کرده و به عبارت دیگر سعی دارند آرزوهای خودشان را که کمتر محقق شده از طریق فرزندانشان برآورده کنند، باعث می شود به شکلی وسواسی برخی خانواده ها روی تحصیل و فراهم کردن ملزومات آن برای فرزندانشان اصرار ورزند در حالی که این رفتارهای وسواسی تاثیر عکس دارد و نه تنها رغبت و علاقه بچه ها را به درس بیشتر نمی کند بلکه باعث دلزدگی می شود. حاجی اسماعیلی ادامه می دهد: علاوه بر این، شکاف طبقاتی که با این رفتارها بین بچه ها به وجود می آید باعث می شود دو دستگی و دشمنی از همان اول و در پایگاهی مانند مدرسه که نقشی اساسی در تعلیم و تربیت دارد شکل بگیرد و به تبع آن در کل زندگی فرد و جوانی و پیری او سایه بیندازد. این روانشناس با بیان اینکه بررسی ها نشان می دهد بچه هایی که از سوی والدینشان با هدف اثبات متفاوت بودن با بقیه در مدارس دستچین شده و با رفتارهای متفاوت با بقیه رشد می کنند ممکن است در آینده به افرادی لوس، خودخواه و منفعت طلب تبدیل شوند، عنوان می کند: این کودکان در برخی موارد در بدیهی ترین ارتباطات اجتماعی خود هم دچار مشکل می شوند. علاوه بر این، تحقیقات زیادی وجود دارد که نشان می دهد این نوع بچه ها برخلاف تصوری که وجود دارد و برنامه ریزی ای که رویشان صورت می گیرد در آینده به افراد موفقی تبدیل نمی شوند و دلیل آن هم این است که این افراد به دلیل اینکه همه چیز برایشان فراهم بوده انگیزه ای برای رشد و پیشرفت ندارند.
یک ماه دیگر مدرسه ها دوباره باز می شوند و بحث بر سر نظام آموزشی و کیفیت آن دوباره سر زبان ها می افتد. هوشمندسازی مدارس یکی از موضوعاتی است که چندسالی است درباره آن زیاد صحبت می شود اما تاچه اندازه فهم درستی از هوشمندسازی وجود دارد و میزان اجرایی شدن آن چقدر بوده است؟
یکشنبه 1 شهریور 1394
همگامی روش های سنتی آموزش و پرورش با دنیای واقعی و درنتیجه کارآمدی آن برای تربیت نیروی انسانی موثر در فرایند توسعه به طور فزاینده یی رو به کاهش است. گسترش ارتباطات و فناوری ها که بسیاری از جنبه های زندگی بشر را از خود متاثر کرده است، دنیایی متفاوت از دیروز ساخته که زندگی در آن مهارت ها و توانمندی های تازه یی می طلبد؛ مهارت هایی که به کارگیری روش های تازه ی تعلیم و تربیت مبتنی بر علم و فناوری مسیر دستیابی به آن را هموار می کند.
برخی از کشورهای جنوب شرق آسیا چون مالزی برای جبران عقب ماندگی نظام آموزشی خود از علم و فناوری روز، سال ها است طرح مدرسه های هوشمند را به اجرا درآورده اند؛ طرحی که با تحول در شیوه ها، ابزارها، محتوا، نظام ارزشیابی و مدیریت آموزشی تلاش می کند نیروی انسانی کارآمدتری را برای جامعه ی امروزی تربیت کند. در کشور ما هم بسیاری از کارشناسان برای همگام سازی نظام آموزشی با نیازهای روز جامعه، بر الگوگیری ازطرح هوشمندسازی مدرسه های مالزی و پیاده سازی آن در مدرسه های کشورمان تاکید می کنند.
بر همین اساس سال ها است تعدادی از مدیران مرکزهای آموزشی با تجهیز مدرسه های خود با ابزار و تجهیزات الکترونیک، نام هوشمند را بر آن نهاده و ادعا می کنند دانش آموزانی هوشمند تربیت می کنند. اما بررسی ها نشان می دهند که دانش آموزان بیشتر این مدرسه ها به جز تسلط نسبی بر علوم کامپیوتر و شاید زبان انگلیسی، برتری چندانی نسبت به دانش آموزان مدرسه های غیر هوشمند ندارند. این در حالی است که هوشمندسازی این مدرسه ها، بدون دستیابی به نتایج مطلوب و هدف های تعیین شده، هزینه های زیادی را به مدرسه و والدین دانش آموزان تحمیل کرده است.
کارآمدی کمتر از حد انتظار این مدرسه ها در کشور، ما را بر آن داشت تا در گزارشی به بررسی ویژگی ها و مولفه های مدرسه ی هوشمند، ضرورت ها و زیرساخت های تشکیل آن و پیامدهای نامطلوب پایه گذاری غیراصولی آنها بپردازیم.
***بسترهای شکل گیری مدرسه ی هوشمند
بسیاری بر این باور هستند که مدرسه های هوشمند همان مدرسه های مجازی هستند که امکان تحصیل از راه دور را مهیا می کنند؛ اما باید گفت مدرسه ی هوشمند مدرسه یی فیزیکی است که نظام مدیریت، آموزش و ارزشیابی در آن به صورت الکترونیک یا هوشمند و از طریق فناورهای ارتباطی روز انجام می گیرد.
در این مدرسه ها محتوای درسی و برنامه ی آموزشی متناسب با توانایی هر دانش آموز طراحی و تعیین می شود؛ به این معنی که دانشآموزانی که از توانایی بیشتری برخوردارند، امکان یادگیری مطلب های بیشتر از منبع های اطلاعاتی تازه مانند بانک های اطلاعاتی، نرم افزارهای آموزشی و اینترنت را دارند. همچنین روش های آموزشی مختلف متناسب با استعداد و علاقه ی هر دانش آموز دنبال می شود. بنابراین در این مدرسه ها به تعداددانش آموزان، برنامه ی درسی و روش های آموزشی وجود دارد.
در چنین مدرسه هایی که روش تدریس بر اساس دانش آموز محوری است (بر خلاف مدرسه های سنتی که معلم محور بودند)، دانشآموزان نقش یادگیرنده- یاددهنده را ایفا می کنند و به آموزنده ی پویایی تبدیل می شوند که در تکاپوی پژوهش و تحصیل، مهارت های بسیاری از جمله جست و جو، یافتن و استفاده از منبع های اطلاعاتی و به کارگیری عملی آنها را کسب می کند. نقش محوری دانشآموزان در چنین مدرسه هایی موجب کنشگری فعال آنها شده و آنها را به مهارت های مختلف در مواجهه با زندگی امروزی تجهیز می کند.
ارتباط های الکترونیک موثر میان معلمان، والدین و دانش آموزان در این مدرسه ها هم با افزایش کیفیت تعامل میان آنها، شرایط بهتری را برای یادگیری و تحصیل دانش آموزان فراهم می کند.
بسیاری گمان می کنند ایجاد مدرسه های هوشمند تنها در گروی خریداری و راه اندازی سریع سیستم و ابزارهای هوشمند در مدرسه ها است، اما واقعیت این است که تاسیس مدرسه ی هوشمندی که بتواند کارویژه ی خود را در تربیت دانش آموزانی توانمند اجرایی کند، به زیرساخت هایی نیاز دارد که استقرار و تقویت آن سال ها زمان می برد.
«یوسف مهدوی نسب» کارشناس تکنولوژی آموزشی در گفت و گو با گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا ضمن اشاره به لزوم توجه به 2 جنبه ی سخت افزاری و نرم افزاری هوشمندسازی گفت: هوشمند سازی صرف تجهیزات آموزشی، موجب می شود تنها جنبه ی تکنولوژیک آموزش هوشمند شود و جنبه ی نرم فزاری آن مغفول بماند، این در حالی است که باید روش های آموزشی خود را تغییر دهیم و در کنار وارد کردن تکنولوژی، استفاده ی درست از آن را هم به دست اندرکاران تعلیم و تربیت بویژه معلمان آموزش دهیم.
به گفته ی مهدوی نسب دلیل ناکارآمدی بسیاری از مدرسه های هوشمند در کشور ما این است که فقط ظاهر آنها را هوشمند کرده ایم، بنابراین به جای اینکه این مدرسه ها عملکردی هوشمندانه داشته باشند، شکل و ظاهر هوشمند دارند. این در حالی است که تشکیل چنین مدرسه هایی به زیرساخت های مهمی نیاز دارد.
یکی از زیرساخت های لازم برای ایجاد این مرکزهای آموزشی پیشرفته تدوین سیاست های کلان و جامع آموزشی است که اهداف و برنامه های عملیاتی و دستورالعمل های اجرایی هوشمندسازی را دربرداشته باشد. «حسن رستگارپور» دانشیار دانشگاه خوارزمی و عضو هیات تحریریه «نشریه فناوری آموزش و یادگیری» در گفت و گو با ایرنا یکی از دلایل ناکارآمدی بسیاری از مدرسه های هوشمند در کشور را حرکت بدون برنامه و هدف آنها در مسیر تعلیم و تربیت دانست. به گفته ی او نبود برنامه های فراگیر و هدفمند در این حوزه موجب شده مدرسه ها از نظر ظاهری و نه محتوایی به سمت هوشمند سازی پیش بروند و هزینه های زیادی را بر اقتصاد تحمیل کنند؛ هزینه هایی که چنان که باید بازدهی ندارند.
همچنین آموزش دادن به معلم هایی که خود در مورد استفاده از فناوری های تازه، توجیه شده باشند، به عنوان یکی از مهمترین زیرساخت های مورد نیاز مطرح است. رستگارپور در ادامه ی گفت و گوی خود با ایرنا گفت: فراهم کردن زیرساخت هایی چون تقویتدانشگاه های تربیت معلم و آموزش دادن معلمان در این زمینه، ضمن ایجاد دانش در زمینه ی استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، موجب نهادینه شدن روش های هوشمندانه ی آموزش در ذهن و فکر آموزگاران خواهد شد.
به عنوان نمونه باید رویکرد معلمان نسبت به کار مشارکتی و به اشتراک گذاری محتوا به عنوان یکی از مهمترین مولفه های مدرسه های هوشمند اصلاح شود تا بتوانند روحیه ی کار مشارکتی را در میان دانش آموزان تقویت کنند و کارکرد «اجتماعی شدن» مدرسه های هوشمند را عملیاتی کنند.
همچنین از بازنگری و به روز رسانی برنامه و محتوای درسی به عنوان پیش نیاز ایجاد مدرسه های هوشمند یاد می شود. محتوای درسی در سیستم هوشمند مدرسه ها باید توسط خود معلمان و حتی دانش آموزان و متناسب با نیاز دانش آموزان بازتولید شود. برای این منظور معلمان باید بر علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی تسلط داشته باشند تا بتوانند دانش آموزان را در این زمینه یاری کنند.
***آسیب های هوشمندسازی مدرسه ها
تبلیغ و تاکید بیش از اندازه بر مدرسه های هوشمند و مزایای تاسیس آن ممکن است موجب حرکت شتابزده به سمت الکترونیک کردن مدرسه ها شود، در حالی که فراهم آوردن زیرساخت های ایجاد مدرسه های هوشمند فرایندی زمان بر است وعجله در این راه موجب تقلیل عنصر هوشمندی به صورت و شکل ظاهری مدرسه ها شود.
نبود زیرساخت های لازم در بسیاری از موارد موجب می شود هدف و وسیله ی هوشمندسازی جای خود را به یکدیگر بدهند. به عبارتی هزینه کردن و تجهیز سخت افزاری به هدف تبدیل می شود و هدف ازخریداری و راه اندازی این سیستم ها که ارتقای کیفیت آموزش است به فراموشی سپرده می شود. البته ناآگاهی پدر و مادرها و دانش آموزان از کارکردهای واقعی این مدرسه ها، به این مساله دامن می زند.
همچنین تاکید ناآگاهانه بر هوشمندسازی سریع مدرسه ها، موجب نادیده گرفته شدن کارکردهای خوب مدرسه های سنتی و تضعیف آنها خواهد شد. به عنوان نمونه در شرایطی که هنوز فرهنگ کار جمعی در میان دانش آموزان و معلمان نهادینه نشده است، شتابزدگی در ایجاد مدرسه های کاملا هوشمند موجب اخلال در فرایند جامعه پذیری دانش آموزان خواهد شد.
مهدوی نسب در این زمینه به ایرنا گفت: اگر با برنامه ریزی و طرح پیش نرویم، ضرر ایجاد مدرسه های هوشمند از فایده های آن بیشتر خواهد بود. استفاده از تکنولوژی اصول خاصی دارد که ما هنوز آن را فرانگرفته ایم. به عنوان نمونه برای هر سن و هر مقطعی یک نوع تکنولوژی لازم است. ممکن است در زمان حاضر هوشمندسازی کامل برای مقطع دبستان چندان ضرورت نداشته باشد، چرا که بچه های امروزی در این سن اغلب در استفاده از کامپیوترهای شخصی و تلفن همراه زیاده روی می کنند و به فعالیت های حرکتی نیاز بیشتری دارند؛ عنصری که در مدرسه های هوشمند کمرنگ تر است.
همچنین به گفته ی رستگارپور اگر همه چیز را به صورت انقلابی تغییر دهیم، به نتیجه ی مطلوب نمی رسیم. بهتر است به صورت تدریجی در مدرسه های سنتی تغییر ایجاد کنیم تا هم فرصت فرهنگ سازی و نهادینه شدن تکنولوژی در میان معلمان و دانش آموزان را داشته باشیم، هم بتوانیم همچنان از مزایای نظام آموزش سنتی بهره ببریم.
هوشمند سازی اگرچه دستاوردهای زیادی را نصیب نظام آموزشی خواهد کرد، اما اجرای غیر اصولی آن می تواند پیامدهای نامطلوبی به دنبال خواهد داشت. هوشمند کردن مدرسه ها روندی زمان بر است که به درایت، سیاستگذاری، برنامه ریزی و اجرای اصولی نیاز دارد و شتابزدگی در اجرای آن می تواند به نظام آموزش یه عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی آسیب وارد کند.
آنچه مسلم است اینکه باید به صورت آگاهانه و برنامه ریزی شده و به تدریج به هوشمندسازی مدرسه های اقدام کرد. در شرایط کنونی که زیرساخت های لازم و کافی برای الکترونیک کردن جنبه های مختلف آموزش وجود ندارد و آموزش به شیوه ی سنتی بخشی از نیاز جامعه را برطرف می کند، به نظر می رسد تلفیق مدرسه های سنتی و هوشمند راهکاری مناسب برای تربیت نیروی انسانی و نسل آینده باشد جامعه ی ما باشد.
ورود بخش خصوصی به بحث هوشمند کردن مدرسه ها از دید کارشناسان می تواند به تحقق واقعی اهداف هوشمندسازی کمک کند. به گفته ی مدرس دانشگاه خوارزمی بخش خصوصی به خاطر منافع خود، پیش از استقرار سخت افزارهای الکترونیک، زیرساخت هایی چون هدف گذاری، برنامه ریزی، تدوین دستورالعمل های اجرایی، آموزش، فرهنگ سازی و ... را ایجاد خواهد کرد؛ اقدام هایی که زمینه ی گسترش کارآمد مدرسه های هوشمند را فراهم خواهد کرد.
طرح «شهاب» سعی دارد با شناسایی استعداد دانش آموزان، آزمون های کلاس محور را از چرخه آموزش حذف کند اما این نگرانی وجود دارد به دلیل نابرابری های آموزشی این طرح در گلستان باچالش رو برو شود.
یکشنبه 1 شهریور 1394
به طرز عجیبی استرس دارد. می گوید که دوستانش در انواع و اقسام کلاس های تقویتی، فوق برنامه و کلاس های خصوصی و تست زنی شرکت کرده اند ولی شرایط زندگی او اجازه نداده در این کلاس ها شرکت کند.
با آنکه مریم با توجه به آزمون های هوشی که از او گرفته شده و سوابق تحصیلی درخشان، تیزهوش محسوب می شود ولی نگران این است که دوستانش به خاطر پرخوانی ناشی از انواع و اقسام کتاب های تست و کلاس های خصوصی گوی سبقت را در آزمون تیزهوشان از او بربایند.
داستان به اینجا ختم نمی شود. اینجا جلسه آزمون سراسری و باز هم مریم های زیادی در استان گلستان که به دلیل محرومیت های محیطی، اقتصادی و اجتماعی با وجود بهره هوشی بالا نگرانند و چشم به آینده ای نامعلوم دوخته اند.
چه بسیار افراد با استعدادی در این استان که به جایی که به اصطلاح حق آنها محسوب می شود نرسیده و در مسیری قرار گرفته اند که با استعدادها و توانایی های آنها هم خوانی ندارد.
چه بسیار دانش آموزانی که در زمینه های ورزشی، هنری و معنوی به غیر از زمینه تحصیلی استعداد دارند ولی متاسفانه معیار سنجش استعداد آنها نمرات تحصیلی آنهاست و به صورت خاص به هیچ یک از استعدادهای خاص و ویژه آنها توجه نمی شود.
حالا طرح «شهاب» به صورت پایلوت به گلستان آمده تا این محدودیت ها را از مسیر راه بردارد. طرحی که مدعی عدالت محوری است و می خواهد زمینه را برای شکوفایی استعداد¬ها و رشد توانایی های دانش آموزان تمام نقاط کشور از دوره ابتدایی تا پایان دوره آموزش متوسطه فراهم کند.
این طرح مدعی است که به جای آنکه منتظر بماند دانش آموزان استعداد برتر به واسطه برخی فرایند¬ها به مراکز نخبگی برسند، فعالانه به جستجوی افرادی می رود تا محرومیت ها و محدودیت های محیطی، اجتماعی، آموزشی و اقتصادی مانع از کشف استعداد آنها نشود.
طرح شهاب، به گفته مدیر آموزش و پرورش شهرستان گرگان به صورت پایلوت در پایه چهارم کلیه مدارس ابتدایی دولتی و غیردولتی شهر گرگان در سال 93 برگزار شد. کلیه معلمان این پایه آموزش دیدند و سال آینده در شهر گنبدکاووس هم اجرا می شود.
نصر الله کشیری در گفتگو با خبرگار مهر می گوید: ما طرح شهاب را در استان گلستان با برنامه ریزی حوزه آموزش ابتدایی، اداره استعداد درخشان و بنیاد نخبگان به صورت مشترک برگزار کردیم.
وی می افزاید: بیش از 93 درصد داده های مدارس توسط سایت همگام جمع آوری و به صورت روزانه رصد شد. 50 درصد مدارس از نظر چگونگی اجرا و نحوه پر کردن چک لیست توسط ناظران بررسی شدند و فرایند هدایت دانش آموزان پس از تجریه و تحلیل داده¬ها، بر اساس میانگین سه سال تحصیلی و شناخت استعداد دانش آموز صورت می گیرد.
آموزش و پرورش صرفا متولی ساخت فضاهای مکمل آموزشی نیست
کشیری گر چه محرومیت روستایی را در نبود امکانات فرهنگی، ورزشی تایید می کند ولی می گوید: با توجه به نزدیک شدن ارتباطات، محرومیت چندانی احساس نمی شود. البته در ساخت فضاهای مکمل صرفا آموزش و پرورش متولی نیست.
وی بیان می کند: طرح شهاب قصد دارد در کنار آموزش، استعداد را شناسایی کند و بر خلاف مدارس تیزهوشان فقط به دنبال شناسایی هوش و استعداد آموزشی نیست، بلکه هشت استعداد برتر ریاضی، کلامی، فضایی، حرکتی، ورزشی، هنری، معنوی، علوم، اجتماعی دانش آموزان را بررسی می کند.
کشیری بزرگترین آسیب در اجرا و ادامه طرح شهاب را فرهنگ عمومی جامعه می داند و در توضیح می گوید: متاسفانه خانواده ها به دنبال این هستند که برچسب باهوش بودن به فرزند خود بزنند.
اجرای طرح شهاب در شهرهای گلستان منوط به داشتن شرایط فرهنگی و تربیتی مناسب
این طرح معلم محور است و تصمیم گیرنده تشخیص استعداد کودک در سه پایه ابتدایی و راهنمایی معلم و در مقطع دبیرستان مشاور است. تجارب جدیدی که یک دانش آموز کسب می کند باعث می شود معلم استعداد جدیدی را گزارش کند و یا استعدادی را در او نبینند. همین موضوع باعث حذف دانش آموزان شناسایی شده که واجد شرایط استعداد برتر در آن حوزه نبوده و از علاقه و پشتکار کافی برای پیمودن مسیر نخبگی برخوردار نباشند می شود.
عباس مظفری، کارشناس مرکز مشاوره و روانشناختی استان گلستان و از مدرسین و ناظرین طرح شهاب عنوان می کند: اگر طرح شهاب به نقطه برچسب زنی، سوگلی پروری و برجسته کردن دانش آموزان و ایجاد توقعات نابجا برسد زمینه انحراف طرح فراهم و از هدف خود دور می ¬ماند.
وی می افزاید: ما نباید یک استعداد را برجسته کنیم بلکه باید به دانش آموز، آموزش دهیم که چگونه در یک استعداد رشد کند.
مظفری بیان می کند: دلیل انتخاب پایه چهارم این است که دانش آموز به حدی می ¬رسند که می -توانند استعدادشان را بروز دهند و دلیل انتخاب نشدن سن بالاتر دیر شدن فرایند تشخیص استعداد است.
وی علت احساس نیاز اجرای این طرح را هدر رفتن استعداد¬ها، حجمه سنگین کنکور تجربی و نبودن افراد در جای خودشان می داند و یکی از اهداف طرح شهاب را بالا بردن عرق ملی و معنوی دانش آموزان عنوان می کند.
مظفری می گوید: 8 سال از عمر این طرح می گذرد و در سه استان، دانش آموزان به سوم دبیرستان و در پنج استان دیگر به مرحله راهنمایی رسیدند و نتایج نشان می دهد که این طرح به بار نشسته است و نگرانی ها در مورد عقیم ماندن طرح بی مورد است.
باور معلمان عامل تاثیرگذار در عملکرد طرح شهاب
در همین رابطه، علی همت یار کارشناس مرکز مشاوره و روانشناختی استان گلستان و از مدرسین طرح شهاب بیان می¬ کند: ما بر اساس یک تست صد پرسشی هشت استعداد را شناسایی می کنیم و با کمک خانواده، دانش آموز را به جایی که استعدادش بارور شود هدایت می کنیم.
همت یار، باور معلمان را در عملکرد استعدادیابی موثر می داند و می گوید: باید پرونده های بایگانی شده استعدادیابی دانش آموزان پیگیری شود تا مشخص شود مدرسان و معلمان تا چه اندازه ضعف داشته اند.
همت یار عملکرد طرح شهاب را به شرط وجود فرهنگسراها بهتر از مدارس تیزهوشان می داند و می گوید: باید بر اساس ظرفیت های مختلف دانش آموزان کانون های ریاضی، زبان، باشگاه های ورزشی، فرهنگی و تربیتی وجود داشته باشد و خانواده هم باید از خود جدیت نشان بدهد.
در استان گلستان و سایر استان های کشور هر ساله شاهد به هدر رفتن استعدادهای مختلف دانش آموزان به دلیل وجود برخی محدویتها و محرومیت ها هستیم که این روند همچنان ادامه دارد. نگاه کارشناسان به این طرح مثبت است ولی اجرای صحیح آن را در استان منوط به همکاری اولیا مدرسه به خصوص معلمان و در کنارش مسئولانی که باید امکانات فرهنگی، تربیتی و ورزشی را برای بروز این استعدادها فراهم کنند می دانند.
طرح شهاب گرچه در شهر گرگان به مدت یکسال اجرا شده است ولی اینکه آیا مسئولان فکری برای فرایند هدایت دانش آموزان از مدرسه به مراکز فرهنگی، تربیتی و ورزشی کرده اند در ابهام قرار دارد.
این طرح در حال حاضر فقط در شهرهایی می تواند اجرا شود که امکانات لازم را داشته باشند و این سوال پیش می آید که چه کسی وظیفه فراهم کردن بستر مناسب برای اجرای این طرح را در شهرهای دیگر استان بر عهده دارد و آیا اجرای این طرح در برخی شهرها خود زمینه بی عدالتی را فراهم نمی کند.
معاون رئیس جمهور آموزش و پرورش را یکی از ارکان مهم فرهنگ سازی در جامعه برشمرد و گفت:اصلاح تفکر و رفتار هر دانش آموز به محیط زیست، منجر به افزایش خلاقیت و نشاط فردی وی و گامی به سوی بهبود وضعیت محیط زیست کشور است.
یکشنبه 1 شهریور 1394
به گزارش خبرگزاری موج، معصومه ابتکار، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ضمن بازدید از اردوی پیشاهنگان فرزانهآموزش و پرورش، با تاکید بر این نکته که محیط زیست موضوعی فرابخشی و فرامرزی است، تصریح کرد: مهمترین دغدغه امروز بشر در کنار دستیابی به صلح و امنیت جهانی، حفظ محیط زیست است.
ابتکار افزود: امروزه محیط زیست از چنان اهمیتی در جهان برخوردار است که به یکی از مهمترین و اصلیترین شاخصهای ارزیابی حکومتها در جهان تبدیل شده است تا جایی که حتی در اجلاس سال گذشته روسای جمهور جهان در مقر سازمان ملل یک روز کامل به موضوع محیط زیست، نقش و تکالیف دولتها در این زمینه و بررسی عملکرد آنها در جهت حفظ محیط زیست اختصاص داده شد و رئیس جمهور ایران نیز سخنرانی خود در سازمان ملل را بر همین محور قرار داد.
معاون رئیس جمهور با تاکید بر اهمیت سال 2015 به دلیل نهایی شدن اهداف توسعه پایدار، گفت: مجامع جهانی در تلاشاند همزمان با پایان سال 2015 اهدافی جدید با محوریت توسعه پایدار (تلفیق سه مفهوم اقتصاد، اجتماع و محیط زیست)را جایگزین اهداف هزاره کنند که تاکنون 17 هدف آن مشخص و در شهریور با حضور سران کشورها در مجمع عمومی سازمان ملل نهایی و تصویب خواهد شد.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست افزود: با وجود تاکید بر مباحثی همچون آموزش و بسیاری از اهداف توسعه هزاره در اهداف جدید، عنصر پایداری مهمترین رکن در تدوین این اهداف جدید است که با نگاه ویژه به محیط زیست و رسیدن به توافق در زمینه تغییرات آب و هوایی در حال تدوین است.
وی اشاره ای هم به آثار سوء و مخرب نابودی محیط زیست بر سلامت و امنیت زندگی بشر داشت و گفت: گرم شدن زمین، از بین رفتن تنوع زیستی گیاهی و جانوری، تغییرات اقلیم از جمله پیامدهای تخریب محیط زیست است که بی شک سلامت و زندگی انسانها را نیز تحت شعاع قرار میدهد.
ابتکار با بیان این که رشد و بهبود شرایط اقتصادی و اشتغال یکی از مهمترین جهت گیریها و اولویتهای دولت یازدهم بوده و هست، اظهارکرد: این اهداف از سوی سازمان حفاظت محیط زیست نیز به عنوانی بخشی از بدنه دولت پیگیری میشود اما با تاکید بر رشد اقتصادی سبز بدین معنا که دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی و اشتغال بدون تخریب یا ایجاد آلودگی در محیط زیست باید صورت پذیرد.
توسعه پایدار تضمین عدالت بین نسلی است.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست توسعه پایدار را تضمین و تاکیدی بر عدالت بین نسلی دانست و گفت: تاکید دنیا و برنامه ریزی و توجه ویژه دولت یازدهم به امر توسعه پایدار در همین راستا است.
وی اصل 50 قانون اساسی ایران را از دیگر اسناد بالادستی برای توسعه پایدار برشمرد و اظهارکرد: در همین قانون بر نقش و وظیفه همگانی در حفظ محیط زیست تاکید شده است و البته وظایف مسوولان در این زمینه بیشتر از سایرین است.
معاون رئیس جمهور تفکر سنتی که مسوولیت حفظ محیط زیست را تنها محدود به عده ای خاص میدانست، منسوخ شده اعلام کرد و افزود: در تفکر نوین جهانی همه در قبال حفظ محیط زیست مسوولیت دارند.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست اشاره ای هم به شرایط کنونی محیط زیست ایران داشت و اظهارکرد: افزایش دما، کاهش بارندگی، خشکسالی، از بین رفتن تالاب و رودخانهها و دریاچههای مهم کشور همچون بختگان، گاوخونی، هورالعظیم، ارومیه، هامون و انزلی، تهدید گونههای گیاهی و جانوری، تغییر کاربری اراضی جنگلی و در معرض تهدیدبودن جنگلهای زاگرس و هیرکانی، افزایش و تشدید پدیده گرد و غبار در کشور زنگ خطر مهمی است که به همگان یادآوری میکند باید در حفظ محیط زیست بکوشند و فشار بر طبیعت را کم کنند.
ابتکار محیط زیست و حفظ آن را مساله مهم حال و آینده کشور و تضمین کننده کیفیت حیات نسلهای کنونی و آینده ایران دانست و گفت: به همین دلیل دولت در ابعاد مختلف به موضوع محیط زیست پرداخته است و تلاش میکند تا با ایجاد تعاملهای فرابخشی در رفع بحرانهای کنونی محیط زیست ایران بکوشد.
رویکرد اقتصادی قابل تفکیک از محیط زیست نیست
معاون رئیس جمهور با تاکید بر این که رویکرد اقتصادی قابل تفکیک از محیط زیست نیست، تصریح کرد: دولت یازدهم نیز با رویکرد مثبت به محیط زیست و اولویت بخشی به این حوزه، اقتصاد سبز و توجه به رشد اقتصادی ملازم با مسائل محیط زیستی را مورد پیگیری قرار داده است.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ادامه داد: بر اساس همین رویکرد، محیط زیست در تلاش است تا از طریق تعامل با سایر بخشها به ویژه بخش مهم و کلیدی رشد اقتصادی و اشتغال کشور را با بهبود شاخصهای محیط زیست کشور هماهنگ کند.
مصرف بشر بیش از ظرفیت زمین است.
معاون رئیس جمهور گفت: زمین کشش آزمندی و زیاده خواهی انسانها که با خودخواهی و فزون خواهی خود منجر به تخریب و آلوده کردن منابع طبیعی شده است را ندارد.
ابتکار با یادآوری این موضوع که ظرفیت زیستی دنیا و توان بازسازی طبیعت محدود است، گفت: درحال حاضر میزان بهره کشی انسانها از طبیعت بیشتر از ظرفیت زیستی زمین است به گونه ای که برای هریک سال زندگی انسانها بر روی کره زمین یک سال و نیم زمان برای بازسازی نیاز است و البته ایران نیز با همین روند بهره کشی و حتی بیشتر از طبیعت رو به رو است.
انسانها تمام ذخیره منابع زمین را طی 8ماه نخست 2015 مصرف کردند/ ضرورت هم راستایی توسعه با قانون طبیعت
وی اشاره ای هم به گزارش جهانی منتشر شده در نیمه آگوست سال جاری داشت و گفت: بنابر اعلام گزارش جهانی در نیمه آگوست ظرفیت زیستی زمین در سال 2015 به پایان رسید و مابقی مصرف انسانها تا پایان سال 2015 بهره کشی از زمین و طبیعت است.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست تاکیدکرد: توسعه باید با قانون طبیعت هم راستا شود؛ زیرا هیچ پیشرفت و تکنولوژی توانایی تقابل با طبیعت ندارد زیرا بر هم زدن چرخه طبیعت منجر به زیانهای بسیار برای زندگی خود بشر خواهد شد.
ابتکار یکی از قانونهای طبیعت را چرخه هیدرولیک میان رودخانه، تالاب و آبهای زیرزمینی دانست و افزود: بر هم خوردن این چرخه به معنای آغاز تهدید آبی است.
وی اشاره ای هم به تلاش و عزم دولت یازدهم در احیای زاینده رود داشت و گفت:متاسفانه به رغم روان شدن چندین ماهه آب در زاینده رود، فشار بشر و برداشت بی رویه منجر به کم آبی مجدد در زاینده رود شده است.
از دیگر محورهای صحبتهای رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خاک و اهمیت حفظ آن بود و وی ضمن تاکید بر لزوم حفظ خاک، یکی از مهمترین چالشهای کنونی محیط زیست ایران را فرسایش خاک دانست و اظهارکرد: ایران یکی از بحرانیترین کشورها در زمینه حفظ خاک است که همین امر به یکی از عوامل بحران گرد و غبار در کشور تبدیل شده است.
ضرورت بهره گیری از پتانسیل طبیعت برای ایجاد نشاط و خلاقیت
معاون رئیس جمهور با اشاره به تاثیر محیط زیست و طبیعت بر کاهش استرس و بیماریهای اعصاب و روان، همچنین افزایش نشاط و خلاقیت در افراد به ویژه کودکان و نوجوانان، همچنین با تاکید بر اهمیت و تاثیر نشاط و تفریحات سالم در رشد قوای جسمی و روحی و خلاقیت کودکان و نوجوانان، تصریح کرد: طبیعت دارای پتانسیلی است که دانش آموزان با قرار گرفتن در آن، میتوانند ضمن تجربه فضایی نشاط آور به تقویت خلاقیت خود بپردازند.
وی اظهارکرد: اصلاح تفکر و رفتار هر دانش آموز به محیط زیست، منجر به افزایش خلاقیت و نشاط فردی وی و گامی به سوی بهبود وضعیت محیط زیست کشور است.
معاون رئیس جمهور پیشنهاد تشکیل نهاد جوانان محیط زیست را در بدنه سازمان دانش آموزی وزارت آموزش و پرورش را ایده ای خلاقانه دانست و گفت: تفاهم نامه منعقد شده میان سازمان محیط زیست و آموزش و پرورش در تمام ابعاد و محورها در حال پیگیری است و موضوع تشکیل نهاد جوانان محیط زیست را در بدنه سازمان دانش آموزی هم در همین راستا قرار دارد.
ضرورت ایجاد آگاهی و انگیزش در سطح جامعه برای حفظ محیط زیست
ابتکار ضمن تاکید بر ضرورت ایجاد آگاهی و انگیزش در سطح جامعه برای حفظ محیط زیست، تصریح کرد: این مهم منجر به اصلاح رفتار و شیوه زندگی فردی و نهایتاً اجتماعی در برخورد و مواجه با محیط زیست خواهد شد که از جمله مهمترین نیازهای حال حاضر محیط زیست ایران است.
معاون رئیس جمهور ادامه داد: رویکرد علمی، دقیق و تخصصی به محیط زیست و آموزش همین رویکرد تخصصی به دانش آموزان منجر به اصلاح نگاه و رفتار افراد در برخورد با طبیعت و محیط زیست خواهد شد.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست افزود: متاسفانه برخی افکار غلط منجر به تخریب محیط زیست شده است به گونه ای که به طور مثال تفکر بی ثمری حشرات منجر به تهدید نسل بسیاری از حشرات از جمله زنبورها شده است.
معاون رئیس جمهور گفت: مصرف بیش از حد برخی سموم کشاورزی سبب از بین رفتن یا ایجاد تهدید نسلی برای حشرات مفیدی همچون زنبورها شده است که در حقیقت 70 درصد گرده افشانی محصولات کشاورزی توسط آنها صورت میگیرد.
ابتکار تنوع را کلید محوری ایران دانست و گفت: این تنوع که در فرهنگ، طبیعت و قومیتهای ایرانی دیده میشود بسیار ارزشمند است و حفظ آن منجر به حفظ تمدن کشور خواهد شد.
وی از مربیان حاضر در هشتمین اردوی پیش آهنگی سازمان دانش آموزان خواست در حفظ محیط زیست و آموزش حفظ آن بکوشند و با بهره گیری از جایگاه و قدرت خود در تاثیرگذاری بر مخاطب به ویژه دانش آموزان، سازمان محیط زیست را در اشاعه این الگو یاری رسانند.
معاون رئیس جمهور آموزش و پرورش را یکی از ارکان مهم فرهنگ سازی در جامعه برشمرد و ابراز امیدواری کرد: همکاری و تعامل سازنده محیط زیست و آموزش و پرورش منجر به اصلاح رفتار و اندیشه ایرانیان درحفظ محیط زیست شود.